ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

8

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) حالى كه در پيشگاه خداوند دوست داشتنىتر باشد براى من هم دوست داشتنىتر است . « 1 » گويد حفص بن عمر حوضى ، از گفتهء يزيد بن ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است ، از محمد بن سيرين شنيدم كه مىگفت * سى سال بود شكم عمران آب آورده بود و همه ساله به او داع كردن را پيشنهاد مىكردند و او از آن كار خوددارى مىكرد . سرانجام دو سال پيش از مرگ خود خويشتن را داغ كرد . گويد عبد الوهاب بن عطاء ، از عمران بن حدير ، از لاحق بن حميد ما را خبر داد و گفت * عمران بن حصين از داع كردن نهى مىكرد و خود بيمار و گرفتار شد و داغ كرد و فرياد مىكشيد و مىگفت : خود را با آتش داغ كردم نه درد بهبود يافت و نه بيمارى درمان . گويد وهب بن جرير بن حازم ، از گفتهء پدر خود ما را خبر داد كه مىگفته است شنيدم حميد بن هلالى از گفتهء مطرف نقل مىكرد كه مىگفته است * عمران بن حصين مرا گفت : آيا مىدانى كه بر من سلام داده مىشد و چون خود را داغ كردم سلام دادن - سروش نهانى - قطع شد . پرسيدم سلام را از سوى سر يا از جانب پا مىشنيدى ؟ گفت : از جانب سر خود مىشنيدم . من - مطرّف - با خود گفتم جز اين نمىبينم كه اين سلام دادن پيش از مرگ او بازمىگردد . مطرف مىگويد : روزگارى پس از آن عمران به من گفت مىدانى كه سلام دادن براى من برگشته است ؟ و جز اندكى درنگ نكرد و درگذشت . گويد اسماعيل بن ابراهيم اسدى ، از سلمة بن علقمه ، از حسن ما را خبر داد كه مىگفته است * عمران بن حصين وصيت كرد كه چون درگذشتم و پيكرم را برداشتيد و بيرون آورديد شتابان ببريد و نرم و آهسته آن چنان كه يهوديان و مسيحيان مىبرند مبريد . از پى من نه چراغ حركت دهيد و نه هياهو به راه اندازيد . او براى كنيزان فرزند دار خود به پرداخت اموالى به ايشان وصيت كرد و گفت هر يك از آنان كه بر من شيون كند و فرياد برآورد وصيتى درباره‌اش نخواهد بود . گويد يزيد بن هارون ، از گفتهء ابراهيم عطاء بن ابى ميمونه بردهء آزاد كرده و وابستهء خاندان عمران بن حصين ، از گفتهء پدرش خبر داد كه مىگفته است * عمران بن حصين به اهل خود وصيت كرد كه چون درگذرد كسى از پى تابوت او صدا و هياهويى بر نياورد و كسانى را كه چنان كنند نفرين كرد و دستور داد گورش را به صورت مربع و چهار انگشت يا

--> ( 1 ) من از درمان و درد و وصل و هجران * پسندم آنچه را جانان پسندد